او سمتِ روشن من است. با عزمي راسخ در به زندگي برخواستن، با آرزوي عمري طولاني، با تلاشي پيوسته در رسيدن به آنچه آرزو مي كرده. او خنده هاي بلند من است، يادآورنده ي قسمت هاي فراموش شده، جسارت روبرويي. او همچنين تاريك ترين ترس هاي من است، به بانگي بلند، در روزگار ستاينده ي  خاموشي.