مثل يك قورباغه ي بي آواز
بزودي توانايي گفتگو كردن را از دست خواهم داد. پست هاي وبلاگي نيمه كاره و ثبت نشده، توييت هاي درفت شده يا پاك شده. كپشن هاي اينستاگرامي كه ناگهان ميانه ي نوشتن رها ميكنم. حلقه ي روابط نزديك ترم هم در وضعيت بهتري نيست. وويس را سند نكرده پاك ميكنم، يك صفحه مينويسم، يك خط ميفرستم. مشكلي با آدمها ندارم، اعتمادم به كلمات را از دست دادم. براي حرف زدن خسته ام، توضيح دادن برايم طولاني و نيازمند بيان جزييات فراوان است. حس ميكنم تمام روابط انساني ما يك مشت سو تفاهم تمام نشدي است. همه چيز نيازمند گفتگوهاي طولاني است. گفتگو طولاني وقت و انرژي، حوصله و پذيرش ميطلبد. هيچ كدام را ندارم. حتي نگران بد فهميده شدن هم نيستم، فقط ميترسم صحبتي را شروع كنم كه ممكن است ناگهان در ميانه اش ميل به خاموش شدن داشته باشم.
+ نوشته شده در شنبه سوم مهر ۱۴۰۰ ساعت 6:20 توسط مکث
|
البته که این تمام من نیست