شکوفه نارنجی

روزهای بارانی که مهلت بدهند، هوا هوای بیرون زدن است. عطر گل و سبزه شهر را برداشته. اسکوتر برقی برداری، تونل‌های درختی را پشت هم رد کنی و جهان در آغوش تو باشد. این روزها سپاسگزار اتفاقات کوچک و ساده‌ام. بغل‌های بی‌هوا، خنده‌های دخترم و حتی تماشای شاخه‌های رز باز شده توی گلدان روی کنسول. تابلو نقاشی سفارش دادیم برای بالای کاناپه. سر فرصت چند تا عکس قشنگ پیدا می‌کنم که توی قاب‌های فریم دار بروند روی دیوار کناری. آلبوم بچه را باید کامل کنم. به هجده ماهگیش چیزی نمانده. زندگی؟ این روزها تکه‌های کوچک توی راه را صدا می‌کنم زندگی. بعد به سفرها و برنامه‌های وقتی کمی بزرگ‌تر شد فکر می‌کنم، به گلدان بزرگ برگ انجیری که برای گوشه‌ی خانه خواهم خرید و به اینکه خانواده مفهوم کوچک قشنگی شده برایم.

جهان آفتابی

این روزهای ابتدایی سال نو، ملایم و قشنگ و خواستنی بوده. آنطوری که از بهار توقع داری. هوای خوش، حال خوش، اتفاقات کوچک خوش. یکی دو تا دورهمی، چند تایی هدیه، مقدار زیادی لبخند. بسته‌های قشنگ پستی و امروز! امروز پنجم فروردین و پنجمین سالگرد ازدواج ماست.

امروز کمی بیشتر عاشقم.