برای اینکه یک تکه از قلبم را کندی
سه سال پیش این موقع سپردنت دست خاک. من اونجا نبودم، حتی نشد برات سالگرد بگیرم. امسال کباب سفارش ندادم عمو، جاش به نیتت یه پولی دادم برای کمک به ساخت یه مدرسه. راضی باش، خب؟ لااقل اونجا هدیه قبول کن، اینجا که قبول نمیکردی عزیزم. دلم خیلی برات تنگ شده. هنوز یادت بغض میشه به گلوم، اشک میشه گلولهگلوله میچکه از چشمام.
البته که این تمام من نیست