وی
زندگی کردن با او، حرف زدن با او، سفر رفتن با او، بازی کردن کنار او ساده، قشنگ و لذت بخش است. کار کردن با او اما هیچ ساده نیست. همکار یا رییس خوبی نیست. کمالگرا، کم حوصله، ایراد گیر و متمایل به کنترل شرایط. بدون اینکه تصویر روشنی از آنچه می خواهد داشته باشد توقع دارد همه چیز را شست و رفته تحویل بدهی. سوال زیادی نپرسی، کمک لازم نداشته باشی، وقتش را برای جزییات نگیری و کار را هم بی عیب و نقص تحویل بدهی. برای دوام آوردن در گروهش یا باید خونسرد و مطیع باشی یا پر رو و با اعتماد به نفس. پی تاییدش نباشی، نگران نتیجه نباشی، مصلحت خوب و بد کار را خودت تشخیص بدهی و نتیجه را با اعتماد قوی به خودت ارایه کنی. اگر نقدت کرد با لبخند و آرامش از کارت دفاع کنی. من مسیر دوم را شروع کرده ام. قبل تر کارمان به بحث و جدل و قهر می کشید. نمی توانستم اولی باشم، دومی شدم. با توانایی نادیده گرفتن غر غرها و نقد های با ربط و بی ربطش. فکر میکنم این رفتارش شکلی از واکنش برون ریزی اضطرابش در کار است. همزمان دو تجارت بی ربط و وقت گیر را پیش میبرد. فشار روانی و مسئولیت هر دو با خودش است. مسئولیت های شرکت ایران هم هنوز هست. یکی را لازم دارد که بخشی از کار رابگیرد و بگوید تو برو پی باقی.
البته که این تمام من نیست