ترش و شور
وقتي بخشي از يك فرهنگ و جامعه هستي متوجه تفاوت هاي ريز و درشت خودت با ساير جوامع نخواهي شد. بيرون از دايره ي آشنايي ها ناگهان تفاوت ها برجسته مي شوند. روزهاي اول از اينكه پاپ كورن ها شكري هستند، به تخمه و آجيل شكر مي زنند، باميه و نخود فرنگي خشك يكجور آجيل است و ماست و نان طعم شيرين دارد حيرت زده بودم. بعد ها متوجه شدم پسته هاي ترش و شور ما از نظر دوست آمريكايي زيادي اسيدي است. كاسه ي ترشي كنار غذا، ليمو عماني توي خورشت ها، آب ليمو و آب غوره اي كه به همه چيز اضافه ميكنيم و تمايلمان به ميوه هاي كال و ترش مثل گوجه سبز و چاقاله بادام شبيه هيچ جاي ديگري نيست. حتي تنقلات را ترش دوست داريم، لواشك، آلوچه، بستني با طعم قره قروت و ذغال اخته! تازه اينجا بود كه توجهم به اين جزييات جلب شد. به برش ليمو كه از تخم مرغ صبحانه تا روي استيك شام يا برش هاي ماهي سرخ شده دلم ميخواستش. حتي پفك با آن مزه ي غالب شور چيز رايجي در باقي دنيا نيست. اسنك هاي پنيري، غلبه مزه پنير يا باقي طعم ها را دارند جاي نمك. خيارشور هاي روسي و ايتاليايي ته مزه شيريني دارند و اجازه بدهيد از طعم بيخود سوسيس و كالباس حرفي نزنم. جايش اشاره ميكنم كه ما گوجه فرنگي را هم ترش دوست داريم، به آش كشك كه شور و ترش است يا سركه ميزنيم. سوپ را با آبليمو، سالاد را با انواع سس هاي ترش و غذا را با گرد غوره اي، سماقي، ليمويي چيزي ترش ميكنيم. نوشيدني محبوب سنتي مان دوغ هم ترش و نمكي است. توي منوي هيچ رستوراني، از عربي و يوناني تا ايتاليايي و فرانسوي اينهمه ترشي و شوري نيست. نزديك ترين تجربه شايد رستوران تركي باشد كه آن هم دوغ هاي بي مزه ( به ذائقه ما) دارد. ذائقه چيني شيريني، تندي و مزه خود غذاست. هيچ رستوراني روي ميز نمكدان ندارد. همانقدر كه ما به همه چيز زعفران ميزنيم اينجا خوراكي با مزه چاي سبز و لوبيا سويا هست. همينقدر دور، خيلي دور.
البته که این تمام من نیست