آلوده به خواب
خيلي مي شود كه خواب تو را ببينم. در هفته ي گذشته دو بار. يك گوشه هستي. كم حرف، دور، كم رنگ. امروز صبح كه بيدار شدم دلتنگ بودم. دو سال زمان برد كه قبول كنم مردي. دو سال تمام. بعد از آن دلتنگي بود اما آميخته به حيرت نبود، همراه اندوه بود. براي آنكه رفته نبايد نوشت دوستت داشتم. دوستت دارم هنوز، اگرچه نباشي.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 17:52 توسط مکث
|
البته که این تمام من نیست