آنطور كه مي گفتي من هستم
عمو
دلم برايت تنگ مي شود، در خواب هايم زنده اي، گريه ميكنم كه چرا زودتر خبر ندادي؟ انگار همه ي اينها بازي باشد. جدي است. چقدر حيف است كه نيستي. چقدر باور نكردني است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۰ ساعت 18:17 توسط مکث
البته که این تمام من نیست